محمد رياض

29

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )

وخود گرسنه راه ميرود . * روزى هم در سفر دريائى تختهء كشتى ميشكند وسيد به زحمات بسيار جان بسلامت ميبرد . زماني در محل پرخطر گرفتار ميآيد وبدشوارى زياد از آن مضيقه بيرون ميآيد . * گاهى أو مشغول أذكار وأو راد است وكاروانى كه با آن سفر ميكرد تركش ميكند . سيد در غربت وتنهايى دچار مصائب وآلام زياد ميگردد وبعدا به كاروان مىپيوندد . * زماني در ضمن گذشتن از كوهها وغارها ، شياطين واجنه بر أو هجوم ميآورند وهمينطور در صحارى با غولهاى بيابانى برخورد ميكند ولى با قوت ايمانى وادامهء ذكر خود از اين مضائق جان بسلامت ميبرد . زماني در جائى بنابر جهالت وسفاهت يك رفيق راه كار بدشوارى ميكشد وبه صعوبت مىانجامد . * سيد چندين بار بسرزمين حجاز وبلاد عربى مسافرت نموده ودوازده بار حج گزارده است وبعضي از اين مسافرتهاى حج را در دوران جوانى انجام داده است . * در دوران مسافرتها در جوانى در سال 740 ه بار أول بسرزمين كشمير رسيده وأوضاع مشوش اين خطه را بدقت مشاهده كرده است . * زماني بهمراهى مرشدش شيخ محمود مزدقانى به طوس ( مشهد مقدس ) سفر كرده است . خودش به تنهايى نيز چندين بار به آن شهر مسافرت نموده بود . * زماني سيد مسافرت حج در پيش گرفته وتا يزد رسيده بود . در آن جا با ضرورت كمك به دراويش وفقراء روبرو گرديد واز زاد راه هرچه كه داشت در ميان آن گروه تقسيم نموده بظاهر از فكر حج در آن سال منصرف شد . * على همداني براي زيارة نشان قدم مبارك حضرت آدم صفى اللّه به سرانديب ( سيلان ) مسافرت نموده است . أو به كمك زنجيرها در سه روز موفق شد كه بآن جاى بلند ودشوار برسد وجاى قدم مبارك را ببيند . * بعد از سرانديب سيد تصميم ميگيرد كه به چين برود وآنجا نشان قدم دوم حضرت آدم را زيارة كند . پس مسافرت خود را دنبال كرده ودر مقام